آذر

هر گونه کپی و برداشت از مطالب و اشعار این وبلاگ تنها با ذکر نام نویسنده آن مجاز است

سویا ددیم

گل منی آپار

سولار دایی م

دوری آخار  

اوره ییم یانیر

اوزوم اوزومه   

قویما منی

بوننان چوخ آخام

منه تای ته قالیبسان

 گوی یئر آراسیندا 

گل بیر گئجه یوخ

ایشیق گوندوزده آپار

گئمه سن

باتیخ باتیخ یئرله ره

منه قوناغ اول کی

دوم دوریام

سونرا منی گچیت

سل کیمی آپار

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۳۱ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

نقاشی طبیعت بیجان 

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۳۱ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


ای عشق !

به راه شیرین اش 

در پاهایم 

انارها میترکد

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۳٠ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


  • مادر در اتاقش خوابیده بود. 
 لبخند ملیحی بر لبهای بیدارش داشت. منم پیشش بودم. 
 به آرامی برخاست و رفت  دستشویی. در را هم به هم نکوفت. 
 ارام رفت. اندکی  بعد صدایش از آشپزخانه  آمد. 
به عادت همیشگی با صدای بلند حرف می زد. 
 گاهی هم بلندمی خندید.  گفتم شاید من اشتباه دیدم که رفت طرف دستشویی. 
پا شدم و رفتم دنبال صدایش. اره تو آشپزخانه بود.  
پدرم مات و مبهوت در جایش خشکیده و نگاهش می کرد.  
مادر سرپا ایستاده و رویش به پنجره بود و موهای دختری را می بافت. 
دختر بی هیچ عکس العملی پشتش به مادر بود . و مادر پشتش به پدر . 
چیزی آزارم داد.  دوباره برگشتم طرف اتاقی که مادر پیشم بود و روی تخت خوابیده بود.
 آره باز هم همان جا بود   . روی تخت .  با لبخند معروفش در بیداری.  صدایش زدم.
 چشم هایش را باز کرد   . اما چشم هایش مال او نبود   . شبیه چشم حیوان بود   . 
خط عمود در وسط و هاله طوسی رنگ پیرامون اش خط عمود را تیره تر نموده بود   . 
دستش را بلند کرد که من را بگیرد.  اما خوشبختانه این کابوس زود تمام شد . 
با عرق سردی چشم هایم را باز کردم.  لبخند به چهره ام آمد   . 
ناگهان در اتاق  با صدای بلندی باز و بسته شد. 
نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۳٠ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


خورشید که می رود 
تاریکی 
همه جای دنیا را 
فرا می گیرد 
پرنده ها 
صدایشان خاموش 
و رشد گلها 
در گلدان 
متوقف می شود 
تنها امیدم
 ماه ی ست 
در قاب پنجره 
که آرام آرام 
بر چشم من میخزد............ 
آه ! 
چقدر زیباست 
خوابی که 
ماه من 
آن را روشن می کند 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۳٠ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


تقصیر من نیست

هر گلی 

رو به سوی خورشیدی 

بال و پر می گشاید

 



نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۳٠ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


یهودای من نیست که 

وقتی می آید 

چاله های ذهنم پر می شود

و چاله های گونه ام گود 

وقتی هم می رود 

آینه تازه ای می برد 

و ....

آیینی 

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٩ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


اسکیس با خودکار قرمز 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢۸ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


من و تو 

از برگزیدگانیم

تنها آمدیم 

تنها می رویم !

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٧ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٦ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٥ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


در سایه ای نشسته ام

به شکل درخت

سایه اگر سایه باشد

شکل تو باید.

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٥ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


عنوان : همسایه

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢۳ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


گاهی وقتها ناتمام ها را دوست دارم

ناتمام های دیده نشده را............

از آنجا که همه چیز بعدا تمام و خاتمه می یابد

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢۳ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


: طراحی با مداد و روان نویس

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٢ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


از این زمینیان

رنگ چهره ام همیشه

سفید و زرد است

 ماه هم به من رفته است

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢۱ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


آن که بود

رفت

آنچه بود

نمی رود !

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢۱ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


به دیگران بخشیده ایی 

با تسبیح و سجاده ات نوری

مرا هم حبس ابد داده ایی

در سیاه چاله چشمانت گویی !!!!!

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٠ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٠ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


به انزوا رفتن را 

هیچوقت دوست نداشتم 

و ندارم

اما دوست دارم 

از میان بهترین چیزها 

" یکی " را 

که خوب ترین است 

انتخاب کنم

حتی :

تنهاترین تنهایی را

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٢٠ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نه از ساقی خبر دارم نه از می

نه از خانقاه و نه از واعظ وی

مدام مدهوشم از مهر نمازش

نه از غم ها خبر دارم نه از نی

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٩ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٧ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


ماه هم ،

ماه قدیم !!!!

امشب ماه را

من بلاک کردم 

 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٧ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


پای نوشته هایم 

همیشه امضائی هست

به شکل قاصدک

اگر نمی بینید

مدام در سفر است

با کوله بار شعرم

به سوی او

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٦ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

توبه نمی شوی

ابتدای آن هم

اشاره به تو هست

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٦ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٦ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


از تو 

گریزم نیست

هر کجا می روم 

از خلوتگاهی

آنجا می شود

زیارتگاهی

 

 

                                          آذر:

                                     15 مرداد 96

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٦ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٥ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته هایم را 

آب باران 

خیس کرده است

جوانه زده است

نقطه های دیدار

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٥ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


وقتی می روی

از جاهایی دیگر می آیی و

از راه هایی دیگر

خورشید هم

از جایی که غروب می کند

طلوع نمی کند

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٥ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


یا ضامن آهو

آهوی تو را می دانم

اما از پرنده خودم

هیچ خبری نمی دانم !

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٤ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


جمعه هم

روز بدی نیست

از سر دلتنگی زیاد

من هم نوشته ام

او می آید

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٤ساعت ۱:٢٤ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

امام زمان هم بیاید

دلتنگی جمعه را

فرهاد زیبا می خواند 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱۳ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

خبرش حتما

به گوش ات می رسد

که دسته دسته موی سفید 

در سر من

بعد از تو 

سبز شده اند


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٢ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


چه انتظار شیرینی

وقتی که در فراقش 

نظر به سوی

نرگسی ها می کنی

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٢ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

موضوع نقاشی : اوشاغ 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱۱ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٠ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


به انزوا می روم 

با قلم و کاغذی

به خاطر تو

ریاضت بکشم 

نقاشی به تاریخ بهار 96

: با مداد 

 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٠ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


از این پنجره ها 

هزار تا می خواهم

از این دیوارها 

هیچ .....

پرنده هم آرزویش را

به آرزویم 

گره زده است 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱٠ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


محال است 

ماه برود 

از بادی 


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٩ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


تنها نشسته ام

دست از جانان شسته ام

اما ایکاش

چایی را دم نمی کردم

در قوری ترک خورده ی قدیمی

با طرح گل رز 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٩ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

این از شگرد آفتاب است

که می رساند 

دانه ها را به بار

در تابستان هم

 نرسید یار 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/٩ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

خودمان را

در اینه روزگار

هیچوقت نگاه نکردیم

نخواستیم از دو تن

بیشتر شویم

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۸ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


می شتابیم باز هم

به سوی تنهایی

هر چه پیش آمد

از تنهایی آمد 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۸ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


رودخانه وجودت 

چه خوش است 

صبح

وقتی از کنارم می گذرد

تا دستی بر آن زنم

صورتم را بشویم

و از تلاطم ات

پایی را مراقب باشم

که به آینه ات برنخورد 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

 

خوشا به حال برگی

که در کنار انگور

مست می شود


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

 

 

گوزلریمی هامی دان یومموشام

قرانلیخ دونیامی ایشیقلاندیرمیشام

گتمیشم آیری بیر عالمین سراغینا

الیمی ایاغیمی بولاغیندا یوموشام

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


می گویند

هر سال یک رنگی دارد

رنگ امسال زرد شد 

از پژمردن گلی

.... مریم  


نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


 

نقاش توام

و همیشه پاهایت را

به شکل " آمدن " می کشم

هیچگاه از تو

دست نمی کشم 

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()


شب است و 

ستارگان

به خوشبختی خود می درخشند

ماه

در کاسه ی روح خود

به روغن نور افتاده

و 

من تنها

غصه ی نیمه دیگرم را

میخورم !

نوشته شده در ۱۳٩٦/٥/۱ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط آذر پورپیغمبر نظرات ()



Design By : Pars Skin