چرخ

می نشینم و صبر می کنم

تا همه صداها بخوابد

و سکوت کامل برقرارشود

سکوت که می شود

با تنها صدایی که همیشه

در آن سکوت می شنوم به پا می خیزم

و شروع می کنم به چرخیدن

یک دستم رو به آسمان

و یک دستم رو به زمین است

پرنده ام همچنان می خواند

و من همچنان می چرخم

می چرخم و می چرخم

روزگار هم دیگر نمی چرخد

و با خسته گی تمام تماشایم می کند







/ 0 نظر / 20 بازدید